خبرگزاری حوزه | صحنه ایران در مورخ ۱۹ و ۲۰ دی ماه، از اعتراض همراه با خشونت به خشونت شدید تبدیل شد، تروریست هایی که افسارشان به دست موساد و سیا بود، سطح بالایی از توحش و اقدامات تروریستی را به نمایش گذاشتند تا بتوانند با استفاده از ابزار ترس، حامیان انقلاب اسلامی را هراسان نموده و حمایتشان را از انقلاب متزلزل نمایند و در سویی دیگر باعث حضور مخالفان در صحنه درگیری ها باشند و بتوانند با افزایش سطح خشونت، اغتشاش را تبدیل به یک جنگ شهری تمام عیار کنند .
در میان همه پاسخ هایی که داده شده یک سوال پنهان بود و کمتر کسی از آن سخن گفت :
شاهدان میدانی خشونت ها که همراه اغتشاشگران حاضر بودند چگونه این سطح از خشونت را پذیرفته بودند و از کنار آن به راحتی عبور می کردند؟
در اینکه تعداد زیادی از آشوبگران، آموزش دیده و هدفمند اقدام می کردند، تردیدی نیست، اما بررسی تصاویر منتشره از سوی رسانه ها در ترسیم واقعیت میدان، نشان از حضور نوجوانانی دارد که شاید تاکنون حتی سر بریدن یک مرغ را نیز ندیده باشند اما این نوجوانان با جسارت تمام همراه آشوبگران به نیروهای امنیتی یورش برده، امکان عمومی را آتش کشیدند و قمه و قداره به دست برای دیگران رجز می خوانند بدون آنکه از حضور در این صحنه ها مقداری ترس پیدا کنند .
در یکی از فیلم های منتشر شاهد حضور دختری با سن کمتر از سیزده سال در یورش به بانک بودیم که میله ای به دست گرفته سعی در تخریب اموال داشت بی آنکه در آن لحظه ترسی داشته باشد .
یا در مصاحبه دختر قمه به دست که در شوشتر میدان داری می کرد، گویی قمه گرفتن و حضور در فضای آشوب برایش عادی می نمود .
در قصه به آتش کشیدن حسینیه اباذر اهواز، داده از نقش آفرینی تعدادی نوجوان با کمتر ۱۷ سال سن خبر می دهد .
سوالی که باید پرسیده شود این است که این نوجوانان چگونه این سطح از خشونت را تحمل و با آن همراه شده اند؟ آیا از پیش برای این سطح آماده شده بودند و دوره های تخصصی دیده بودند یا آنکه فضای رسانه ای آنان را به پذیرش این سطح از خشونت رهنمود کرده بود؟ یا آنکه قصه را باید در جایی دیگر جستجو کرد؟
برخی از تحلیلگران این افزایش سطح خشونت را به دلیل استفاده از مواد مخدر در میان افراد حاضر در آشوب ها می دانند، گروهی دیگر تاثیر فضای مجازی و خلق ضرورت برای این سطح از خشونت را عامل افزایش میدانند.
لکن پاسخ را باید در جایی دیگر جستجو کرد، این پذیرش برای خشونت نه در مصرف مواد مخدر ریشه دارد نه در فضای مجازی و تعاملی افراد حاضر در میدان آشوب ها.
ریشه کنار آمدن با این سطح از خشونت و همراهی با آن از سوی نوجوانان را باید در سرگرمی های آنان جستجو کرد، در بازی های رایانه ای باید دید، بنا بر آمار تخمینی پرفروش ترین بازی های رایانه ای، بازی هایی دارای خشونت هستند، بازیی هایی مانند فورتنایت، دیابلو۳، کالاف، ویچر و سایر بازی ها، سطحی از خشونت را در بازی ترسیم می کنند که در عالم واقع انسان با مشاهده آن دچار وحشت می گردد، لکن بازیکنان این بازی ها، در طی مدت بازی بدان عادت می کنند.
در یکی از مصاحبه های صورت گرفته با آشوبگران، شخصی به تاثیر این بازی ها بر حالت روانی خود و اطرافیان اشاره می کند.
با افزایش میزان گرایش به این بازی ها در دهههای اخیر که نقش پررنگی در زندگی روزمرهٔ انسانها پیدا کردهاند و تعاملات افراد را تحت تاثیر قرار داده اند، نسبت نانوشته ای میان افزایش سطح خشونت ها در بازی ها پرفروش و میدان واقعیت ایجاد شده است.
اینک بازیهای ویدئویی بهویژه در میان کودکان و نوجوانان، نقش قابل توجهی در الگوهای مصرف رسانه، تعاملات اجتماعی و سبک زندگی ایفا میکنند.
در این باب تحقیقات و مطالعاتی پیرامون رابطه خشونت و بازی های رایانه ای انجام گرفته است و نسبتی ایجاد شده است اما هیچگاه پذیرش خشونت و بازی های رایانه ای مورد مطالعه نبوده است اما آشوب های ۱۹ و ۲۰ دی ماه ۱۴۰۴ ایران می تواند مویدی بر آن باشد .
محمود سواری










نظر شما